![]() |
![]() |
|
| شبانه های بی تو یعنی حضور گریه با من نبودن تو یعنی هجوم گریه |
|
سلام...
سلامی به پاکی بی صداترین فریادها که حرمت سکوت دوستی ها را نمی شکند و به آرزوی وصلش پیوند می زد... کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد... کاش در قاموس غصه ها معنای سنگین لبخند گم نمی شد... کاش قلب هامان آنقدر خالص بود که دعا ها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب می شد... کاش واژه صداقت آنقدر با لب ها صمیمی بود که دیگر برای بیان کردنش نیازی به شهامت نبود... و کاش مرگ معنی عاطفه را می فهمید. در پناه نیلوفرانه ای از عشق عاشق بمانید.
آری من بیمارم، بیماری ای که من مبتلا شدم پایانش مرگ است. تاریخ مرگم را می دانم و منتظر آن می مانم تا فرا رسد. امیدی ندارم ، تنها امیدم به خداست که دوای دردم را برایم برساند می خواهم در این لحظات که از مرگ خود با خبرم و می دانم چه زمانی فرا می رسد، وصیتی برای همگان بنویسم پس بخوانید وصیت مرا در این دفتر عشق... آهای آدمیان، به چشمان خود بیاموزید که نگاه به کسی نیندازند... اگر نگاه انداختند، عاشق نشوند... اگر عاشق شدند، وابسته نشوند... اگر وابسته شدند، مجنون نشوند... اگر نیز مجنون شدند، با عقل و منطق زندگی کنند... آهای عاشقان اینک که پا به این راه دشوار گذاشته اید. با صداقت عشق خود را ابراز کنید تنها عاشق یک دل باشید و تنها به یک نفر دل ببندید ... و با یکدلی و یکرنگی زندگی کنید... آهای عاشقان با تمام وجود عاشق شوید و با اراده و اطمینان پا به این راه بگذارید. رسم عاشقی دروغ و خیانت نیست، رسم عاشقی صداقت است. پس سرلوحه و الگوی خود را صداقت قرار دهید. آهای عاشقان، نه لازم است مجنون باشید و نه فرهاد،بلکه تنها خودتان باشید...همین و بس. آهای عاشقان صادق باشید و ساده. عشق را از ته دل بخواهید و انتظار عشق را، حتی تا پای مرگ بکشید. آهای عاشقان، عشق را برای قلبش بخواهید، نه برای هوس و خوش گذرانی و گذراندن لحظه های زندگی. با هدف عاشق شوید و با عشق نیز از دنیا بروید. وصیت من به همه ی عاشقان و آدمیان همین است و همین چند جمله... ای آدمیان، بیماریه من ناعلاج است من سرطان دارم... سرطان عشق. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:1 توسط دیانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
گیس گلابتون آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|