تبليغاتX
باز هم دستهایم به یادت شعر گفت
شبانه های بی تو یعنی حضور گریه با من نبودن تو یعنی هجوم گریه
سلام بر تو

ای خدا! ای تمام هستی ام سلام

سلام بر تو که حتی از خودم به من نزدیکتری و مرا بهتر از خودم می شناسی.

خدایا!

دیر زمانی است که چشمانم خواب تو را ندیده اند و رویاهایم طعم وصال نچشیده اند

و قلبم آرامش با تو بودن را حس نکرده است.

خدایا، کاش می توانستم در مزرعه چشمان همه مهر بکارم و عشق درو کنم.

راستی! دست هایم کجایند؟

دست هایی که هر روز به درگاهت بلند می شدند و حدیث پیوستن می خواندند.

کجایند دعاهایم که حس پرواز داشتند و بوی باران !

شنیده بودم:((هر وقت باران ببارد، دعاها زودتر براورده می شوند.))

و من برای همین باران را دوست دارم.

خدایا یقین دارم جز نسیم بخشش تو دلم را آرام نمی کند و رنجش را پایان نمی دهد...

پس رحمتت را ارزانی ام دار و باران بخششت را بر دلم بباران...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 14:14  توسط دیانا | 
 
example: >

http://www.elegans-club-dez.blogfa.com

.......YOUR TEXT HERE......